ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

163

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

به روايت ابو مخنف ، نمايندگان ناراضيان كوفه ، بصره و مصر در موسم حج سال سى و چهارم هجرى در خانهء خدا با يكديگر ديدار كردند و تصميم گرفتند كه در سال بعد ، ظاهرا با افراد بيشترى بازگردند و خواسته‌هاى خود را به عثمان بقبولانند . داورى دربارهء صحّت و سقم جزئيات مطرح شده در روايتى را ، كه كم اطلاعى گويندهء آن از رويدادهاى مدينه آشكار است ، بايد به بعد واگذار كرد . « 1 » به هر حال ، مصريان نخستين گروهى بودند كه به سوى مدينه عزيمت كردند . در مصر ، دو نفر قريشى يعنى محمد بن ابى حذيفه و محمد بن ابى بكر مردم را عليه عثمان و والى او عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح بر مىانگيختند . محمد بن ابى حذيفه كه مسلمان زاده شده بود فرزند يكى از نخستين صحابيان مشهور يعنى ابو حذيفة بن عتبة از بنى عبد شمس ، بود كه پس از شهادت پدرش در جنگ عقرباء در خانه عثمان بزرگ شد . « 2 » مخالفت او عليه پدرخوانده‌اش به احتمال زياد ناشى از نارضايتى او بود از اين كه عثمان پسران دشمنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله همچون حكم يا عقبة بن ابى معيط يا تبعيدشدگانى همچون عبد اللّه بن سعد [ ابن ابى سرح ] « 3 » را بر

--> - ( طبرى ، ج 1 ، ص 2932 - 2934 ؛ تاريخ اسلام ، ج 8 ، ص 105 - 107 ) ذكر كرده‌اند ؛ ساختگى است بويژه قسمتى كه به عمرو عاص نسبت داده شده است . ( 1 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 59 . رهبران كوفيان و بصريان در سال سى و چهارم ، كه ابو مخنف از آنها نام مىبرد ، يعنى كعب بن عبده ( ذى الحبكه ) نهدى و مثنى ( بن بشير ) بن مخربة عبدى ، غير از رهبران آنان در سال سى و پنجم بودند . اين نكته مىتواند گواه درستى اين روايت باشد . مالك اشتر ، رهبر كوفيان در سال سى و پنجم ، ظاهرا در سال سى و چهارم در كوفه گرفتارى داشت . ( 2 ) ابى ابن حذيفه ، كه در حبشه زاده شده بود ، در هنگامى كه به خانواده عثمان پيوست احتمالا بيش از ده سال داشت . ( 3 ) عبد اللّه بن سعد [ بن ابى سرح ] در اوايل بعثت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كاتب آن حضرت بود . او برخى از الفاظ قرآن را تغيير داد و چون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بلافاصله آن را در نيافت مرتد شد و براى استهزاى پيامبر به دشمنان قريشى او اطمينان داد كه خود او نيز به اندازه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيام وحى را دريافت مىكرده است . در هنگام فتح مكه ، او جزو كسانى بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنها را نبخشيد . اما در آن هنگام ، عثمان از محمد صلّى اللّه عليه و آله درخواست كرد كه ابن سعد ، برادر رضاعى او ، را ببخشد . محمد بن ابى حذيفه در مصر ، عثمان را نكوهش كرد كه چرا مردى را به كار گمارده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خون او را مباح اعلام كرده و قرآن در آيهء 93 سورهء انعام دربارهء او فرموده است : « كيست ستمكارتر از آن كس كه به خدا دروغ بست يا گفت كه به من وحى شده و حال آن كه به او هيچ چيز وحى نشده بود و آن كس كه گفت : من نيز همانند آياتى كه خدا نازل كرده است نازل خواهم كرد ؟ » ( بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 387 ) . برخى از نخستين مفسّران سنّى معتقدند اين آيه به عبد اللّه بن سعد اشاره دارد اما برخى مفسّران ديگر آن را در اشاره به مسيلمهء كذاب مىدانند ( طبرى ، جامع ، ج 7 ، 165 - 167 ) . اتهامات مبهمى مبنى بر اينكه مخالفت ابن ابى حذيفه با عثمان بدان سبب بود كه بر اثر شراب‌خوارى حد